-بنده ي من نماز شب بخوان که يازده رکعت است...
خدایا آنکه در تنهاترین تنهایی هایم تنهای تنهایم گذاشت تو در تنهاترین تنهایی هایش تنهایش نگذار. خدایا سرنوشت من را خیر بنویس تا هرچه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم و هر چه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم . خدایا به من ذره ای از رحمت بیکرانت را ببخش تا بتوانم آنان که محبتم را تقدیمشان کردم و تحقیر شدم آنان که دوستشان داشتم و دشمنم داشتند و آنان که در حقم ظلم کرده اند را ببخشم . خدایا به من قلبی ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفریده توست . خدایا آرامشی عطا بفرما که بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم
* نامت چه بود؟ - آدم! * فرزند چه کسی؟ - مرا نه پدری ست و نه مادری. بنویس اول یتیم عالم خلقت! * محل تولد؟ - بهشت پاک… * اینک محل سکونت؟ - زمین خاک! * آن چیست بر دوش می کشی؟ - بار امانت! * قد؟ - روزی چنان بلند که همسایه خدا… ! اینک به قدر سایه بختم به روی خاک! * اعضای خانواده؟ - حوای خوب و پاک، قابیل دهشتناک، هابیل زیر خاک * روز تولدت؟ - در جمعه ای! به گمانم که روز عشق! * رنگت؟ - اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه! * وزنت؟ - نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست…! سنگین نه آنچنان که نشینم به این زمین! * جنست؟ - نیمی مراست ز خاک و نیمی دگر خدا! * شغلت؟ - در کار کشت امید به روی خاک. * شاکی تو؟ - خدا!!! * نام وکیل؟ - آن هم فقط خدا! * جرمت؟ - یک سیب از درخت وسوسه! - همین و بس!!! * حکمت؟ - تبعید در زمین! * نام شریک جرم؟ - حوای آشنا... * ترسیده ای؟ - کمی... * ز چه؟ - از آن که شوم من اسیر خاک! * آیا کسی به ملاقاتت آمده؟ - بلی! * چه کس؟ - گاهی فقط خدا! * داری گلایه ای؟؟؟ - دیگر گله که نه! ولی... * ولی که چه؟ - حکمی چنین آن هم به یک گناه؟!!! * دلتنگ گشته ای؟ - زیاد! * برای که؟ - تنها فقط خدا! * آورده ای سند؟ - بلی! * چه؟ - تنها دو قطره اشک! * داری تو ضامنی؟ - بلی! * چه کس؟ - چه کس به جز خدا! * و آخرین دفاع؟ - می خوانمش چنان که اجابت کند دعا! .
زمين دلتنگ و مهدى بيقرار است فلك شيدا، پريشان روزگار است دلا، آدينه شد، دلبر نيامد غروب انتظارم سرنيامد همه دلها پر از آه و غم و درد همه آلاله ها پژمرده و زرد نفسها خسته و در دل خموشند فغانها بىصدا و پرخروشند نه رنگى از عدالت، نى از صداقت در و ديوار دارد نقش ظلمت شده پرپر گل مهر و محبّت همه دلها شده سرشار نفرت شده شام يتيمان، ناله و اشك برد هركس به كاخ ديگرى رشك شده پژمرده غنچه در چمنزار بگشت آواره گل در كوى گلزار زده زنگارها آئين و مذهب دمى، رويى ز سرور نيست يا رب به اشك چشم و مهر و ماه، سوگند به آه و ناله دلهاى دربند اگر نرگس ز هجرت زار زار است شقايق تا قيامت داغدار است اللهم عجل لولیک الفرج
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با هر username كه باشم، من را connect می كند
با روحی تازه در نام تو میخوانم. آغازی نو در این زندگی میطلبم تا شاید .تغییری یابم در تنهایی .هر شب با ترنمی تازه با لبخندی ملیح در پیشگاه تو. دعا میکنم تا نجات یابم نجاتی ابدی. امشب آمادهام به حضورت تا یابم جواب دعا هایم. بده مرا توای پدر نجات در نام قدوس همیشگی ات
قسم به قلم در ورطه بینهایت حرف و در دشت سپید کاغذ و قلمی که می نگارد بابا، آب و زبانی که می گوید و می خواند گل یاس، ساقه بی خوار نیلوفر تنگی سینه من مثل کوچه سیاهی دل من مثل چادر معجری تراب آلوده " و میم مثل مادر" بغضی در گلو و آهی در سینه کیست یاری می طلبد؟ بند بند رشته های طناب دستی پر توان و قلبی عاشق بگذارید با تمامی وجود فریاد بزنم وای مادر فغان از تنهایی فریاد از بی کسی "و میم مثل مادر" معلم دیکته می گوید: بنویسید عزیزانم مادر بیمار است. دست پدر .......... بود مادر ................ خورد مادر.............. افتاد مادر............ مادر.............. ومیم "آقا اجازه" مثل "مادر" الف مثل اشک ب مثل بلال مثل ................. ح مثل حسن (ع) و حسین (ع) عین مثل علی (ع) مثل عباس (ع) مثل عشق سین مثل ................... "و میم مثل مادر" کودکی به کوچکی غنچه نو شکفته یاس ایستاده به بستر می نگرد به حوری سیاه گونه ای که بر آن خفته ژاله بر چشمانش حلقه زده شانه ای در دستان مادر و دختری به انتظار نوازش و گیسوانی پریشان یاس عزم شانه زدن دارد شانه زدن زلف غنچه و لی حیف !!!! غنچه باید سر خم کند یاسی سوخته باغبانی افسرده گلهایی پژمرده "و میم مثل مادر" هر روز صبح با ترنم اشکهای یاس باغ بیدار می شد بوی یاس می پیچید بغض در گلو خفته اش می شکست و در باغ ولوله می افتاد صدای کاکتوسها بلند می شد ژاله ریزی یاس بی وقت است بس است دیگر یاس چاره جز رفتن نداشت بیرون باغ دور از کاکتوسها و علفهای هرز زیر سایبانی از جنس عشق و های های گریه کردن دعا کردن یاس و آمین گویی غنچه ها اللهم عجل وفاتی سریعا "و میم مثل مادر" صدای پای آب آرام و آهسته بر باغچه کوچک یاس می آمد و صدای نجوای یاس و آب آب سرمست عشقبازی است با عکس یاس در خود یک نگاه آب به ساقه یاس............. و خروش دیده آب چون فرهاد ژاله باران شد یاس چشم باز کرد شبنم از چشمان یاس ریخت و با ژاله آب ممزوج شد یاس عزم غریب نوازی دارد خواست ساقه برخیزاند ولی حیف!!!! ساقه یاس شکسته آب نیز سر خم کرد یاسی لگد مال شده آبی خروشان و دعایی مستجاب "ومیم مثل مادر" دیگر هنگام جدایی است جدایی آب و آینه ولی نه جدایی علی (ع) و فاطمه (س) ولی باز هم نه همان آب و آینه و.................. خداحافظ گل یاس، خداحافظ باغبان باغبان کف بسته خداحافظ ................. خدا حافظ.......................... و میم مثل مادر شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س) رو به همه دوستان تسلیت می گویم.........
برایت دعا می کنم که خدا از تو بگیرد هر آنچه راکه خدا را از تو میگیرد.
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی God asked خدا گفت So you would like to interview me پس می خواهی با من گفتگو کنی I said ,If you have the time گفتم اگر وقت داشته باشید خدا لبخند زد My time is eternity وقت من ابدی است What questions do you have in mind چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی What surprises you most about human چه چیز بیش از همه شما را در مورد God answered خدا پاسخ داد That they get bored with child hood این که آنها از بودن در دوران کودکی They rush to grow up and then عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد long to be children again حسرت دوران کودکی را می خورند That they lose their health to make اینکه سلامتشان را صرف به دست آوردن and then و بعد lose their money to restore their پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند That by thinking anxiously about the اینکه با نگرانی نسبت به آینده They forget the present زمان حال را فراموش می کنند such that they live in neither the آنچنان که دیگر نه در حال زندگی می And not the future نه در آینده That they live as if they will never این که چنان زندگی می کنند که گویی ، and die as if they had never lived و آنچنان می میرند که گویی هرگز نبوده God's hand took mine and خداوند دستهای مرا در دست گرفت we were silent for a while و مدتی هر دو ساکت ماندیم And then I asked بعد پرسیدم As the creator of people به عنوان خالق انسانها What are some of life lessons you می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی God replied with a smile خداوند با لبخند پاسخ داد To learn they can not make any one یاد بگیرند که نمی توان دیگران را but they can do is let themselves be اما می توان محبوب دیگران شد To learn that it is not good to یاد بگیرند که خوب نیست خود را با To learn that a rich person is not یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که but is one who needs the least بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد To learn that it takes only a few یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می and it takes many years to heal them ولی سالها وقت لازم خواهد بود تا آن To learn to forgive by practicing با بخشیدن بخشش یاد بگیرند T o learn that there are persons who یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را But simly do not know how to express اما بلد نیستند احساسشان را ابراز To learn that two people can look at یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک and see it differently اما آن را متفاوت ببینند To learn that it is not always یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران They must forgive themselves بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند And to learn that I am here و یاد بگیرند که من اینجا هستم ALWAYS برای همیشه
داني که چرا سرشک محبوس علي است؟
توبه بر لب، سبحه بر کف، دل پر از شوق گناه معصیت را خنده می آید ز استغفار ما
روز روشن بود و دیدم دل اسمون گرفت دومی میون کوچه سر راهمون گرفت برگه ی فدک رو از تو دست مادرم کشید یه کاری کرد که همون جا رنگ مادرم پرید اسمون دور سرم می چرخید و هیچکی نبود رنگ روی من سپید و رخ مادرم کبود مادرم مدد گرفت از عشق شاه عالمین یا علی گفت و بلند شد اروم از روی رمین گفت حسن جان پسرم تو محرم راز منی مبادا با بابات از این قصه حرفی بزنی خونمون این طرفه کجا میری بیا بیا راهی تا خونه نمونده جون بابا راه بیا دیگه داریم میرسیم اینقده رو خاکا نشین بذا تا گوشوارتو بردارم از روی زمین مادرم اروم اروم پا شد از روی زمین تا رسید به پشت در یهو شد نقش زمین صدای مادر ما شد بلند اخ کمرم فضه زود پاشو بیا کشته شد این پسرم . . . خونمون پاییزیه چشمای تو ابر بهار باباجونم واسه چی صورت میذاری رو دیوار باباجون مادر ما از بچه هاش رو میگیره نمیدونم چی شده دستاشو پهلو میگیره باباجون بگو بینم گناه مادرم چی بود اونیکه سیلی زده به روی مادرم کی بود ما که همیشه نام تو را ذکر کرده ایم آیا به حجم غربت تو فکر کرده ایم ! انگار شانه های زمین خسته بود وقتی که دستهای علی بسته بود یاد زنی در میان در و میخ مانده است این قصه تا همیشه ی تاریخ مانده است هرچند سوز درد علی تا به ماه بود بعد از وفات فاطمه او بود و چاه بود
معرفت، محبت و انتظار....
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی رضا جونم هستی بخش زندگیم ممنون
کس غنچه نهفته در برگ را نچیند از بی حجابی است که عمر گل کم است
در كنزالمدفون سيوطي به نقل از حضرت علي (ع )روايت است كه قرائت ده سوره مانعي براي ده حالت است :
گفتم: خستهام گفت: لاتقنطوا من رحمة الله .:: از رحمت خدا ناامید نشید(زمر/53 ::.
گفتم: انگار، مرا فراموش کردهای
گفت: فاذکرونی اذکرکم
.:: (منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152::.
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: (تو چه میدانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63::.
تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109 ::.
گفتم:خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچک است...
گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
گفتم:انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه – مهربان است (بقره/143) ::.
گفتم: دلم گرفته
گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: مردم به چی دلخوش کردن؟! باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58) ::.
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله
گفت: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا آنهایی را که توکل میکنند دوست دارد (آل عمران/159) ::.
گفتم: خیلی چاکریم!
گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت میکنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا میکنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر میکنند (حج/11) ::
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم ؛
گفت: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد به تو نزدیک بشوم
گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی
گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری میتوانم بکنم؟
گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگر نمیدانید خداست که توبه را از بندههایش قبول میکند؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگر روی توبه ندارم
گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزو دانا است، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟
گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها را میبخشد (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا میبخشی؟
گفت: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمیدانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم میزند؛ ذوبم میکند؛ عاشق
می شوم! ... توبه میکنم
گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفت: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار میتوانم بکنم؟
گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی
علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و
فرشتههایش بر شما درود و رحمت میفرستند تا شما را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون
بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
گفتم: هیچ کسی نمیداند تو دلم چه میگذرد
گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
گفتم: غیر از تو کسی را ندارم
گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16) ::.
گفتم : ...
چه بهتر از نفس هایم کسی در خستگی هایش نفس گیرد هوای زندگی را در تنش جاری کند با من مرسی آمنه جون
ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد. 5 جمادی الاول، سالروز میلاد مظهر علم و تقوا، سلاله پاک رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست پرورده آغوش امام علی مرتضی (علیه السلام) و تربیت یافته دامان فاطمه زهرا (علیها سلام)، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) خجسته باد. ولادت حضرت زينب(س)وروز پرستار مبارك باد.
جمعه يعنى يك غزل دلواپسى جمعه يعنى گريه هاى بى كسى جمعه يعنى روح سبز انتظار جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار بى قرار بى قراريهاى آب جمعه يعنى انتظار آفتاب جمعه يعنى ندبه اى در هجر دوست جمعه خود ندبه گر ديدار اوست جمعه يعنى لاله ها دلخون شوند از غم او بيدها مجنون شوند جمعه يعنى يك كوير بى قرار از عطش سرخ و دلش در انتظار انتظار قطره اى باران عشق تا فرو شويد غم هجران عشق جمعه يعنى بغض بى رنگ غزل هق هق بارانى چنگ غزل زخمه اى از جنس غم بر تار دل تا فرو شويد غم هجران دل سلام بر آرام دلهاي منتظران ، اميد همه عالميان، خورشيد عالم تاب از پس ابر غيبت حضرت مولانا صاحب الزمان(روحي له الفداء) . آقاجان هفته گذشته دست به دعا براي تعجيل در ظهورت و سلامتي نايب برحقت بودم . اي عزيز هجران تاكي ؟ يعقوب زهجر يوسف كور و نابينا گشت هردوچشم ، بيا چشمانم و بلكه تمام وجودم و همه دارايي و خانواده و اقربايم به فداي تو باد. آقا مپسند با حالت انتظار سر بر تراب گذارم ، كه چه بسيار كسان كه قبل از ما با اين حالت سر بر خاك سيه گذاردند... بيا و چشمان گنهكارمان را به جمالت روشني بخش اي آفتاب حسن.....
خدايا دوست دارم
تقدیم به خدای مهربون ...و یوسف زهرا

- خدايا! خستـه ام، نمـيتوانم نيمه شب يازده رکعت بخوانم!
- بنده ي من! قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان...
- خدايا! سه رکعت زياد است!
- بنده ي من! قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو
- خدايا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم ميپرد!
- بنده ي من! همان جا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله...
- خدايا! هوا سرد است و نمـيتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم!
- بنده ي من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب ميکنيم.....
بنده اعتنايي نميکند و مـيخوابد.....
- ملائکه ي من! ببينيد من اين قدر ساده گرفته ام، اما بنده ي من خوابيده است. چيزي به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ شده است،امشب با من حرف نزده است...
- خداوندا! دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد...
- ملائکه ي من! در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست...
- پروردگارا! باز هم بيدار نمـيشود!
اذان صبح را مـيگويند، هنگام طلوع آفتاب است...
- اي بنده! بيدار شو، نماز صبحت قضا مـيشود...
خورشيد از مشرق سر برمـي آورد. خداوند رويش را برمـيگرداند.
ملائکه ي من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهر کنم؟
واي نه ... !
خداي مهربونم..... با منم قهري.....؟؟!
ولي باز هم خدا بنده اش رو مي بخشد
و باز هم ... ! 

الهى ! از من آهى و از تو نگاهى . الهى ! عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم . الهى ! غبطه ملايكه اى را مى خورم كه جز سجود نمى دانند، كاش حسن از ازل تا ابد در يك سجده بود. الهى ! تا كى عبدالهوى باشم ، به عزت تو عبدالهو شدم . الهى ! سست از آن كه مست تو نيست كيست ؟ الهى ! همه اين و آن را تماشا كنند و حسن خود را، كه عجيب تر از خود نيافت . الهى ! دل بى حضور چشم بى نور است ، اين دنيا را نمى بيند و آن ، عقبى را. الهى ! همه حيوانات را در كوه و جنگل مى بينند و حسن در شهر و ده . الهى ! هر كه شادى خواهد بخواهد، حسن را اندوه پيوسته و دل شكسته ده . الهى ! آن كه خوب را حباله اصطياد مبشرات نكرده است ، كفران نعمت گرانبهائى كرده است . الهى ! مراجعات از مهاجرت به سويت تعرب بعد از هجرت است و تويى كه نگهدار دل هايى . الهى ! آن كه در نماز جواب سلام نمى شنود، هنوز نمازگزار نشده ، ما را با نمازگزاران بدار. الهى ! خوشا آن كه بر عهدش استوار است و همواره محو ديدار است . الهى ! آن كس تاج عزت بر سر دارد كه حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبوديت را در گردن

![]()


* * تنها همین؟






نشسته ديو بر دلهاى خفته همه جا بذر نوميدى شكفته

خواندن سوره ي انعام: برطرف شدن ترس از نفس.
خواندن سوره ي کهف: آمرزش و نجات از فتنه دجال فقر و قرض ايمن گردد.
خواندن سوره ي بني اسرائيل: زيارت امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف).
خواندن سوره ي کوثر: دور کردن کسي از خود.
خواندن سوره ي بقره: خير و برکت _ دوري شيطان _ شفاي ديوانه.
خواندن سوره ي حشر: هر چيز برايش صلوات فرستد و استغفار کند.
خواندن سوره ي جن: از شر جنيان و سحر ايمن باشد, قرض برطرف شود.
خواندن سوره ي عم يتسائلون: زيارت خانه خدا.
خواندن سوره ي حج: زيارت بيت الله الحرم.
خواندن سوره ي طور: خير دنيا و آخرت از زندان.
خواندن سوره ي لقمان: حسنه ي بسيار.
خواندن سوره ي احقاف: قوت جسم و حسنه زياد.
خواندن سوره ي جمعه: کفاره ي گناهان تا جمعه ديگر.
خواندن سوره ي واقعه: رفع فتنه و بلا _ خير و برکت و نجات از غفلت.
خواندن سوره ي انا انزلنا: منافق نشود _ در وقت خواب.
خواندن سوره ي ص: ثواب زياد, جلوگيري از گناه.
خواندن سوره ي يس: قلب قرآن است.
خواندن سوره ي شعرا - قصص: در بهشت عدن و ترويج حورالعين.
خواندن سوره ي الم تنزيل - تبارک الذي بيده: احياء شب قدر.
خواندن سوره ي سبا - فاطر: در حمايت خداوند عالم.
منبع:تکفال

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند .
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه friend برای من add می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه wallpaper كه update می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می گذارد هر جایی كه می خواهم Invisibel بروم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی كند.
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه اجازه، undo كردن را به من می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آن من را install كرده است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اراده كنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه دلش را می شكنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، كافیه فقط به دلم سر بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تلفنش همیشه آنتن می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه شماره اش همیشه در شبكه موجود است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هرگز گوشی اش را خاموش نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می كند








داشتم
God smiled
for me
از من بپرسی
kind
انسان متعجب می کند
ملول می شوند
money
پول می کنند
health
future
present
کنند
die
نخواهند مرد
اند
want them to learn
را یاد بگیرند
love them
مجبور به دوست داشتن خود كرد
loved
compare themselves to others
دیگران مقایسه کنند
one who has the most
دارایی بیشتری دارد
seconds to open profound wounds in
persons we love
توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که
دوستشان داریم ایجاد کنیم
زخم التیام یابد
for giveness
love them dearly
عمیقا دوست دارند
or show their feelings
کنند یا نشان دهند
the same thing
موضوع واحد نگاه کنند
enough that they be forgiven by
others
آنها را ببخشند

يا آه چرا به سينه مانوس علي است؟
يک مرد نبود ست بگويد نامرد!
اين زن که تو ميزنيش ناموس علي است








سه کلمه ی زیبا که با نام «مهدی» (عج) در خاطر ما زنده می شود...
انتظار، بدون محبت و محبت، بدون معرفت بی معناست...

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح و ظهر شد غروب شد نیامدی![]()
![]()
![]()



min.jpg)



1-قرائت سوره حمد مانع از خشم و غضب خداوند....
.2- قرائت سوره يس مانع عطش روز محشر...
.3- سوره دخان مانع از هول روز قيامت..
.4-سوره واقعه مانع از فقر و پريشاني...
.5-سوره ملك مانع عذاب ...
.6- قرائت سوره كوثر مانع از خصومت و تسلط دشمنان ....
.7- كافرون مانع از كفر در حال مرگ ..
.8- سوره اخلاص مانع نفاق است
9- سوره فلق مانع از حسد حاسدين ....
.10- سوره ناس مانع قروض و وسوسه شيطان ميباشد











About

خدايا
چه لحظه هايي که در زندگي تو را گم کردم اما تو هميشه کنارم بودي
چه دقيقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم نکردي
چه ساعت هايي که غرق در شادي و غرور، تو رو که پشت همه موفقيت هام قايم شده بودي از ياد بردم اما تو هميشه به يادم بودي
چه روزهايي که سرم تو لاکم کردم و توي غصه هايي که فکر ميکردم تو براي تلافي کارهاي بدم برام فرستادي دست و پا زدم ، اما تو هميشه کاري کردي که به صلاح من است
خدايا
وقتي خسته از همه جا و همه کس نااميدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادي
وقتي از آدم هاي دور و برم دلم گرفت و دنيا غم هاش رو بهم ارزوني کرد تو به قلبم آرامش دادي
خدايا
تو با حضورت به خنده هام هدف دادي ، به گريه هام دليل دادي ، به زندگيم ، به نفس کشيدنم رنگ دادي
وقتي قلبم تپيد تو همه عظمت و بزرگيت رو تو قلب کوچک و خسته ام جا دادي
وقتي دوستام درددلاشون را برام گفتن و من خالصانه رو به درگاهت براشون دعا کردم فهميدم که غم و غصه هاي ديگرون بارش سنگين تر از از غصه هاي خودمه اون وقت تو وجودم شيرينيه به ياد ديگران بودن رو چشيدم
وقتي بهم بخشيدي و ازم گرفتي فهميدم اين معادله زندگيه نه غصه خوردن واسه نداشته هاش نه شاد بودن واسه داشته ها
و وقتي به ازاي نداشته ها بهم چيز هاي ديگه اي دادي اونوقت به بزرگي و مهربونيت بيشتر پي بردم و فهميدم بيشتر از اون چه که هستي بايد مهربون باشي
خدا جونم خيلي دوست دارم خيلي زياد و به خاطر همه چيز ممنون
خدايا به خاطر سه چيز سپاسگذارم
دادن هايت ندادن هايت گرفتن هايت
دادن هايت را نعمت ، ندادن هايت را رحمت ، گرفتن هايت را حکمت
Archives
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین