خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی God asked خدا گفت So you would like to interview me پس می خواهی با من گفتگو کنی I said ,If you have the time گفتم اگر وقت داشته باشید خدا لبخند زد My time is eternity وقت من ابدی است What questions do you have in mind چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی What surprises you most about human چه چیز بیش از همه شما را در مورد God answered خدا پاسخ داد That they get bored with child hood این که آنها از بودن در دوران کودکی They rush to grow up and then عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد long to be children again حسرت دوران کودکی را می خورند That they lose their health to make اینکه سلامتشان را صرف به دست آوردن and then و بعد lose their money to restore their پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند That by thinking anxiously about the اینکه با نگرانی نسبت به آینده They forget the present زمان حال را فراموش می کنند such that they live in neither the آنچنان که دیگر نه در حال زندگی می And not the future نه در آینده That they live as if they will never این که چنان زندگی می کنند که گویی ، and die as if they had never lived و آنچنان می میرند که گویی هرگز نبوده God's hand took mine and خداوند دستهای مرا در دست گرفت we were silent for a while و مدتی هر دو ساکت ماندیم And then I asked بعد پرسیدم As the creator of people به عنوان خالق انسانها What are some of life lessons you می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی God replied with a smile خداوند با لبخند پاسخ داد To learn they can not make any one یاد بگیرند که نمی توان دیگران را but they can do is let themselves be اما می توان محبوب دیگران شد To learn that it is not good to یاد بگیرند که خوب نیست خود را با To learn that a rich person is not یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که but is one who needs the least بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد To learn that it takes only a few یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می and it takes many years to heal them ولی سالها وقت لازم خواهد بود تا آن To learn to forgive by practicing با بخشیدن بخشش یاد بگیرند T o learn that there are persons who یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را But simly do not know how to express اما بلد نیستند احساسشان را ابراز To learn that two people can look at یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک and see it differently اما آن را متفاوت ببینند To learn that it is not always یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران They must forgive themselves بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند And to learn that I am here و یاد بگیرند که من اینجا هستم ALWAYS برای همیشه
داني که چرا سرشک محبوس علي است؟
توبه بر لب، سبحه بر کف، دل پر از شوق گناه معصیت را خنده می آید ز استغفار ما
روز روشن بود و دیدم دل اسمون گرفت دومی میون کوچه سر راهمون گرفت برگه ی فدک رو از تو دست مادرم کشید یه کاری کرد که همون جا رنگ مادرم پرید اسمون دور سرم می چرخید و هیچکی نبود رنگ روی من سپید و رخ مادرم کبود مادرم مدد گرفت از عشق شاه عالمین یا علی گفت و بلند شد اروم از روی رمین گفت حسن جان پسرم تو محرم راز منی مبادا با بابات از این قصه حرفی بزنی خونمون این طرفه کجا میری بیا بیا راهی تا خونه نمونده جون بابا راه بیا دیگه داریم میرسیم اینقده رو خاکا نشین بذا تا گوشوارتو بردارم از روی زمین مادرم اروم اروم پا شد از روی زمین تا رسید به پشت در یهو شد نقش زمین صدای مادر ما شد بلند اخ کمرم فضه زود پاشو بیا کشته شد این پسرم . . . خونمون پاییزیه چشمای تو ابر بهار باباجونم واسه چی صورت میذاری رو دیوار باباجون مادر ما از بچه هاش رو میگیره نمیدونم چی شده دستاشو پهلو میگیره باباجون بگو بینم گناه مادرم چی بود اونیکه سیلی زده به روی مادرم کی بود ما که همیشه نام تو را ذکر کرده ایم آیا به حجم غربت تو فکر کرده ایم ! انگار شانه های زمین خسته بود وقتی که دستهای علی بسته بود یاد زنی در میان در و میخ مانده است این قصه تا همیشه ی تاریخ مانده است هرچند سوز درد علی تا به ماه بود بعد از وفات فاطمه او بود و چاه بود
معرفت، محبت و انتظار....
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی رضا جونم هستی بخش زندگیم ممنون
کس غنچه نهفته در برگ را نچیند از بی حجابی است که عمر گل کم است
در كنزالمدفون سيوطي به نقل از حضرت علي (ع )روايت است كه قرائت ده سوره مانعي براي ده حالت است :
گفتم: خستهام گفت: لاتقنطوا من رحمة الله .:: از رحمت خدا ناامید نشید(زمر/53 ::.
گفتم: انگار، مرا فراموش کردهای
گفت: فاذکرونی اذکرکم
.:: (منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152::.
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: (تو چه میدانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63::.
تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109 ::.
گفتم:خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچک است...
گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
گفتم:انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه – مهربان است (بقره/143) ::.
گفتم: دلم گرفته
گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: مردم به چی دلخوش کردن؟! باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58) ::.
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله
گفت: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا آنهایی را که توکل میکنند دوست دارد (آل عمران/159) ::.
گفتم: خیلی چاکریم!
گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت میکنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا میکنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر میکنند (حج/11) ::
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم ؛
گفت: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد به تو نزدیک بشوم
گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی
گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری میتوانم بکنم؟
گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگر نمیدانید خداست که توبه را از بندههایش قبول میکند؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگر روی توبه ندارم
گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزو دانا است، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟
گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها را میبخشد (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا میبخشی؟
گفت: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمیدانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم میزند؛ ذوبم میکند؛ عاشق
می شوم! ... توبه میکنم
گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفت: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار میتوانم بکنم؟
گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی
علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و
فرشتههایش بر شما درود و رحمت میفرستند تا شما را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون
بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
گفتم: هیچ کسی نمیداند تو دلم چه میگذرد
گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
گفتم: غیر از تو کسی را ندارم
گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16) ::.
گفتم : ...
چه بهتر از نفس هایم کسی در خستگی هایش نفس گیرد هوای زندگی را در تنش جاری کند با من مرسی آمنه جون
ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد. 5 جمادی الاول، سالروز میلاد مظهر علم و تقوا، سلاله پاک رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست پرورده آغوش امام علی مرتضی (علیه السلام) و تربیت یافته دامان فاطمه زهرا (علیها سلام)، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) خجسته باد. ولادت حضرت زينب(س)وروز پرستار مبارك باد.
جمعه يعنى يك غزل دلواپسى جمعه يعنى گريه هاى بى كسى جمعه يعنى روح سبز انتظار جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار بى قرار بى قراريهاى آب جمعه يعنى انتظار آفتاب جمعه يعنى ندبه اى در هجر دوست جمعه خود ندبه گر ديدار اوست جمعه يعنى لاله ها دلخون شوند از غم او بيدها مجنون شوند جمعه يعنى يك كوير بى قرار از عطش سرخ و دلش در انتظار انتظار قطره اى باران عشق تا فرو شويد غم هجران عشق جمعه يعنى بغض بى رنگ غزل هق هق بارانى چنگ غزل زخمه اى از جنس غم بر تار دل تا فرو شويد غم هجران دل سلام بر آرام دلهاي منتظران ، اميد همه عالميان، خورشيد عالم تاب از پس ابر غيبت حضرت مولانا صاحب الزمان(روحي له الفداء) . آقاجان هفته گذشته دست به دعا براي تعجيل در ظهورت و سلامتي نايب برحقت بودم . اي عزيز هجران تاكي ؟ يعقوب زهجر يوسف كور و نابينا گشت هردوچشم ، بيا چشمانم و بلكه تمام وجودم و همه دارايي و خانواده و اقربايم به فداي تو باد. آقا مپسند با حالت انتظار سر بر تراب گذارم ، كه چه بسيار كسان كه قبل از ما با اين حالت سر بر خاك سيه گذاردند... بيا و چشمان گنهكارمان را به جمالت روشني بخش اي آفتاب حسن.....
عصر يک جمعه دلگير ،دلم گفت بنويسم از يک عشق
خدايا! . . . رهايم کن.
قبل از آنکه بخوانمت تو قلب مرا خواندي مرسی مریم جون
الهي بنياد توحيد ما را خراب مکن و باغ اميد ما را بي آب مکن آمین یا رب العالمین
مهربانا مي دانم که تا تو راهي نيست مي دانم که آسمان فيض و رحمتت همه جا بر سرم سايه دارد مي دانم که دستهاي سبزت هميشه پشت و پناهم است مي دانم که تو تنها نگران لغزشهاي ناتمام من هستي امّا نمي دانم چرا هر روز که مي گذرد از تو دورتر مي شوم دلم را به دست آب مي سپارم و سبزي روحم را به شيريني ناپايدار و فريبنده ي گناهان کمکم کن من اين لذتها را به بهاي دوري از تو نمي خواهم من تو را مي خواهم تنها تو را اي مهربانترين مهربانان
بيشتر ما قصه اون گنجشک کوچولويي که با خدا قهر کرده بود و ميدونيم و شنيديم وقتي فرشته ها سراغ اون گنجشک کوچولو را از خدا گرفتند گفت : مي ايد من تنها گوشي هستم که غصه هايش را ميشنوم ... گنجشک هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : " با من بگو از ان چه سنگيني سينه توست گنجشک گفت : ... " خدايا من همون گنجشک کوچولوي توام پناهمي ، مواظبمي دوستم داري، من نميفهمم و باز به شدت احساس تنهايي ميکنم احساس بي کسي و بي عشقي و بي محبتي خدايا ولي فقط تو ميدوني در قلب من چي ميگذره و فقط تويي که مي دوني و ميتوني کمکم کني پناهمي کمک کن صبور باشم و بزرگ و شکر گذار کمک کن که بفهمم . درک کنم و بهتر باشم ودوست داشتني تر وبيشتر هم دوست بدارم خداي خوب و بزرگم محتاج و به شدت نيازمندم دست ياري و عشق بي حدو محبت خالصتو و توجه پاک و بي نظير و مهربوني و بخشش و بزرگي و بهترينها را بزودي ، خيلي زود خدا ،خيلي زود با صبر و توان کم من ، نه با تحمل و صبر بي اندازه تو ! توسط بهترين وسيله دنيايي ات روي زمين بهم عنايت کن فقط من و تو ميدونيم در وجود و قلب و دل من چي ميگذره تمناي کمکم تمومي نداره ،يک لحظه قطع نميشه خوب من صداي نيازو تمناي دل و خواهش منو جواب بده خداي من دوست داشتني ترين کمک کن حضور مهم ، موثرو بي نظير اين عشق ناب و پاک و عالي و بي اندازه اي که به من داري را من بفهمم و خوب حس کنم و لذت ببرم چرا من بايد با وجود محبت و عشق و خوبي و توجه تو و نهايت حضور خوب و موثرت که لحظه به لحظه داري به من مي دي و مواظبمي و حمايتم ميکني ... اين اندازه غمگين باشم و احساس کنم تنهام خوب من بگذار بزرگتر باشم و بهتر ،تا لايق باشم و همه اين خوبي ها را بفهمم و حس کنم ودرک کنم و با تمام وجودم شاد باشم و لبريز و سرشار از حضور و عشقت و توجهت . خوب من نيازمنتدم نيازمند کمک نهايت بخشش و بزرگي و مهربونيت خوب من تو ميدوني و ميتوني فقط تو...
دليل گريه هام شايد واسه غربتيه که دارم شايدم واسه شستن گناهام باشه نمي دونم احتمالا" هم به خاطر اين باشه که وقتي عظمت خدا رو حس مي کنم احساس حقارت مي کنم خدايي که تو قلبم جا دادم از اين نبوده که بخوام خلوت تنهاييهامو پر کنم خدا به خاطر اين تو قلبمه چون بهش نياز دارم مثل همه ي آدماي دنيا مي خوام وقتي اشک مي ريزم هر قطره اشک اسم خدا رو روي گونه هام حک کنه مي خوام وقتي اشک به انتهاي زندگيش مي رسه رد پا بذاره و دوباره متولد بشه ديروز وقتي داشتم با هيبت از کنار زندگي رد مي شدم فکر مي کردم زندگي همون خداييه که بايد تو قلبم باشه ولي اشتباه مي کردم چون وقتي ازش گذشتم از چشمم افتاد بعد با کسي تا جايي همسفر شدم خيال کردم ديگه حتما" خودشه ولي وقتي وسط راه منو رها کرد فهميدم اينم نيست از اون روز به بعد هيچ چيز و هيچ کس را با خدا اشتباه نمي گيرم خداي من آنست که روحش در من جاريست فقط اوست که گريه هايم را مي بيند او صدايم را مي شنود گناهان صغيره و کبيره ي مرا مي بخشد او را چه دوست داشته باشم چه نداشته باشم دوستم دارد هميشه با من است خدايي که نزديکتر از رگ گردن به من است خدايا رحمتت را در اشکهايم قرار بده
خداوندا دلي که در خود تو را جاي داد ،دلداده ي تو شد و نفسي که براي تو در سينه جاي گرفت ، به فرح از وجود خارج شد و کسي که نفس اش براي توست هر جاي پاي گذارد دمش عطر آگين کند آن محل را و شکوفا کند غنچه ها را و باور کند نباتات را وشاداب کند رخسارها را و نيکو کند گفتارها را و زنده کند مرده دلان را و پر روزي کندسفره ها را خداوندا هر که با تو نشيند ، همنشيني ديگران را نخواهد وهر که تو را گزيند از همه چشم پوشد خداوندا دلي که دلبرش تو باشي ، هزار بار مجنون تر کند عاشقش را و زباني که ذکرش تو باشي ، آرام بگيرد از ديگري گفتن را و چشمي که نگاهش تو باشي،همه تو باشي و غير تو نباشد و گوشي که صوت اش ،آهنگ نام تو باشد ،جز تو نشوند وراهي که راهبرش تو باشي جز در خير راه نبرد و دستي که روزي رسانش توباشي ،به بيگانه محتاج نباشد و پايي که همقدم اش تو باشي به بيراهه نرود خداوندا هر چه در تو هست خوش باشد و هر چه جز تو ناخوش ما را به خوشي خودت گرفتار کن که سرخوش باشيم از خيري که از تو رسد وناخوش از ناخيري که از بيگانه رسد که تو خود از مهرباناني و بخشندگي از صفات تو پس بر ما ببخش اي مهربان ترين مهربانان
سلام عزیزان خوبید؟ این وبلاگ در ۱/۲/۱۳۸۸ ایجاد شد. در این وبلاگ می خوام از دردودل هام با خدا و یوسف زهرا بگم. به امید روزی که ظهور کند و دلهای ما را خوشحال کند. اللهم العجل لولیک الفرج منتظر مطالب زیبا و خواندنی من باشید. یا علی خدانگهدار
خدايا دوست دارم
تقدیم به خدای مهربون ...و یوسف زهرا

داشتم
God smiled
for me
از من بپرسی
kind
انسان متعجب می کند
ملول می شوند
money
پول می کنند
health
future
present
کنند
die
نخواهند مرد
اند
want them to learn
را یاد بگیرند
love them
مجبور به دوست داشتن خود كرد
loved
compare themselves to others
دیگران مقایسه کنند
one who has the most
دارایی بیشتری دارد
seconds to open profound wounds in
persons we love
توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که
دوستشان داریم ایجاد کنیم
زخم التیام یابد
for giveness
love them dearly
عمیقا دوست دارند
or show their feelings
کنند یا نشان دهند
the same thing
موضوع واحد نگاه کنند
enough that they be forgiven by
others
آنها را ببخشند

يا آه چرا به سينه مانوس علي است؟
يک مرد نبود ست بگويد نامرد!
اين زن که تو ميزنيش ناموس علي است








سه کلمه ی زیبا که با نام «مهدی» (عج) در خاطر ما زنده می شود...
انتظار، بدون محبت و محبت، بدون معرفت بی معناست...

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح و ظهر شد غروب شد نیامدی![]()
![]()
![]()



min.jpg)



1-قرائت سوره حمد مانع از خشم و غضب خداوند....
.2- قرائت سوره يس مانع عطش روز محشر...
.3- سوره دخان مانع از هول روز قيامت..
.4-سوره واقعه مانع از فقر و پريشاني...
.5-سوره ملك مانع عذاب ...
.6- قرائت سوره كوثر مانع از خصومت و تسلط دشمنان ....
.7- كافرون مانع از كفر در حال مرگ ..
.8- سوره اخلاص مانع نفاق است
9- سوره فلق مانع از حسد حاسدين ....
.10- سوره ناس مانع قروض و وسوسه شيطان ميباشد


















عشقي که به اخلاص نرسيده است غم عشقي که به منزل نرسيده!
عشق به مقصود نرسيده است
زخمم نمک خورده بال و پرم سوخت که؛ زمين خورده تنم،سوخته از بار گناه است
سرم پايين از شرم، کمر خم از بار گناه است...
پس تو کجايي ؟ دلنگرانم ... !
دلم در پي سويت ....
چشم نگرانست
کجايي مرحم زخمم...؟
تو کجايي اي گل نرگِس زهرا(س)
شده ام باز هوايي..توکجايي؟
نشوم گمگشته بي صاحب ؟!؟
پس تو کجايي؟
بيا آقا گمگشته راهم ...
پرگناه بي سر سامانم ...
....
آقا مگر اين عشق ارباب ندارد؟
مگر اين دل زخم خورده درمان ندارد؟
بيا اي مرحم جانــــــــم
عصر اين جمعه دلگير تــــــو را به جان مادرت ... رهايم نکن آقا دلم پرگناه است
با دل آواره شدم سنگ ؛ چاره ندارم...
آه شکستم...
شکستم ...
شکستم..
ه
ه
ه
ه 

باز هم کمکم کن
در سختي هاي روزگار
در حوادث روز وشب
از تنگناهاي اين سو وآن سو

پيش از آنکه نگاهت کنم مرا ديدي
وقتي گريه کردم مرا به آرامش رساندي
وقتي هيچ کس را نداشتم تو کنارم بودي
هميشه احساست کردم
با باد نوازشهايت
با باران بوسه هايت
دوستت دارم
خداي مهربانم







نظر خود بر ما مدام کن
و به وقت رفتن بر جان ما سلام کن
الهي
مي داني که ناتوانم پس از بلا برهانم
الهي
نا ديده و ناجسته حاصل ! اي جان و دل را زندگاني و منزل
از پيش خطر و از پس نيست راهي
بپذير که جزدوستي توام نيست پناهي
الهي
اکنون چون بر من است تاوان
آفتاب صدق و صفت بر من تابان
که بشر از شرک جستن نتوان
و به نجاست نجاست شستن نتوان
الهي
تو غيب بودي و من عيب بودم
تو از غيب جدا شدي من از عيب جدا شدم
الهي
ميپنداشتم که ترا شناختم
اکنون آن پنداشت و شناخت را در آب انداختم
الهي
در ملکوت تو کمتر از مويم
اين بيهده تا کي گويم
الهي
نه نيستم نه هستم نه بريدم و نه پيوستم . نه به خود ميان بستم
لطيفه اي بودم از آن مستم. اکنون زير سنگ است دستم
الهي
همه شادي ها بي ياد تو غرور است و همه غم ها با ياد تو سرور است
الهي







![]()

About

خدايا
چه لحظه هايي که در زندگي تو را گم کردم اما تو هميشه کنارم بودي
چه دقيقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم نکردي
چه ساعت هايي که غرق در شادي و غرور، تو رو که پشت همه موفقيت هام قايم شده بودي از ياد بردم اما تو هميشه به يادم بودي
چه روزهايي که سرم تو لاکم کردم و توي غصه هايي که فکر ميکردم تو براي تلافي کارهاي بدم برام فرستادي دست و پا زدم ، اما تو هميشه کاري کردي که به صلاح من است
خدايا
وقتي خسته از همه جا و همه کس نااميدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادي
وقتي از آدم هاي دور و برم دلم گرفت و دنيا غم هاش رو بهم ارزوني کرد تو به قلبم آرامش دادي
خدايا
تو با حضورت به خنده هام هدف دادي ، به گريه هام دليل دادي ، به زندگيم ، به نفس کشيدنم رنگ دادي
وقتي قلبم تپيد تو همه عظمت و بزرگيت رو تو قلب کوچک و خسته ام جا دادي
وقتي دوستام درددلاشون را برام گفتن و من خالصانه رو به درگاهت براشون دعا کردم فهميدم که غم و غصه هاي ديگرون بارش سنگين تر از از غصه هاي خودمه اون وقت تو وجودم شيرينيه به ياد ديگران بودن رو چشيدم
وقتي بهم بخشيدي و ازم گرفتي فهميدم اين معادله زندگيه نه غصه خوردن واسه نداشته هاش نه شاد بودن واسه داشته ها
و وقتي به ازاي نداشته ها بهم چيز هاي ديگه اي دادي اونوقت به بزرگي و مهربونيت بيشتر پي بردم و فهميدم بيشتر از اون چه که هستي بايد مهربون باشي
خدا جونم خيلي دوست دارم خيلي زياد و به خاطر همه چيز ممنون
خدايا به خاطر سه چيز سپاسگذارم
دادن هايت ندادن هايت گرفتن هايت
دادن هايت را نعمت ، ندادن هايت را رحمت ، گرفتن هايت را حکمت
Archives
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین