-بنده ي من نماز شب بخوان که يازده رکعت است...
خدایا آنکه در تنهاترین تنهایی هایم تنهای تنهایم گذاشت تو در تنهاترین تنهایی هایش تنهایش نگذار. خدایا سرنوشت من را خیر بنویس تا هرچه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم و هر چه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم . خدایا به من ذره ای از رحمت بیکرانت را ببخش تا بتوانم آنان که محبتم را تقدیمشان کردم و تحقیر شدم آنان که دوستشان داشتم و دشمنم داشتند و آنان که در حقم ظلم کرده اند را ببخشم . خدایا به من قلبی ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفریده توست . خدایا آرامشی عطا بفرما که بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم
* نامت چه بود؟ - آدم! * فرزند چه کسی؟ - مرا نه پدری ست و نه مادری. بنویس اول یتیم عالم خلقت! * محل تولد؟ - بهشت پاک… * اینک محل سکونت؟ - زمین خاک! * آن چیست بر دوش می کشی؟ - بار امانت! * قد؟ - روزی چنان بلند که همسایه خدا… ! اینک به قدر سایه بختم به روی خاک! * اعضای خانواده؟ - حوای خوب و پاک، قابیل دهشتناک، هابیل زیر خاک * روز تولدت؟ - در جمعه ای! به گمانم که روز عشق! * رنگت؟ - اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه! * وزنت؟ - نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست…! سنگین نه آنچنان که نشینم به این زمین! * جنست؟ - نیمی مراست ز خاک و نیمی دگر خدا! * شغلت؟ - در کار کشت امید به روی خاک. * شاکی تو؟ - خدا!!! * نام وکیل؟ - آن هم فقط خدا! * جرمت؟ - یک سیب از درخت وسوسه! - همین و بس!!! * حکمت؟ - تبعید در زمین! * نام شریک جرم؟ - حوای آشنا... * ترسیده ای؟ - کمی... * ز چه؟ - از آن که شوم من اسیر خاک! * آیا کسی به ملاقاتت آمده؟ - بلی! * چه کس؟ - گاهی فقط خدا! * داری گلایه ای؟؟؟ - دیگر گله که نه! ولی... * ولی که چه؟ - حکمی چنین آن هم به یک گناه؟!!! * دلتنگ گشته ای؟ - زیاد! * برای که؟ - تنها فقط خدا! * آورده ای سند؟ - بلی! * چه؟ - تنها دو قطره اشک! * داری تو ضامنی؟ - بلی! * چه کس؟ - چه کس به جز خدا! * و آخرین دفاع؟ - می خوانمش چنان که اجابت کند دعا! .
زمين دلتنگ و مهدى بيقرار است فلك شيدا، پريشان روزگار است دلا، آدينه شد، دلبر نيامد غروب انتظارم سرنيامد همه دلها پر از آه و غم و درد همه آلاله ها پژمرده و زرد نفسها خسته و در دل خموشند فغانها بىصدا و پرخروشند نه رنگى از عدالت، نى از صداقت در و ديوار دارد نقش ظلمت شده پرپر گل مهر و محبّت همه دلها شده سرشار نفرت شده شام يتيمان، ناله و اشك برد هركس به كاخ ديگرى رشك شده پژمرده غنچه در چمنزار بگشت آواره گل در كوى گلزار زده زنگارها آئين و مذهب دمى، رويى ز سرور نيست يا رب به اشك چشم و مهر و ماه، سوگند به آه و ناله دلهاى دربند اگر نرگس ز هجرت زار زار است شقايق تا قيامت داغدار است اللهم عجل لولیک الفرج
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با هر username كه باشم، من را connect می كند
با روحی تازه در نام تو میخوانم. آغازی نو در این زندگی میطلبم تا شاید .تغییری یابم در تنهایی .هر شب با ترنمی تازه با لبخندی ملیح در پیشگاه تو. دعا میکنم تا نجات یابم نجاتی ابدی. امشب آمادهام به حضورت تا یابم جواب دعا هایم. بده مرا توای پدر نجات در نام قدوس همیشگی ات
قسم به قلم در ورطه بینهایت حرف و در دشت سپید کاغذ و قلمی که می نگارد بابا، آب و زبانی که می گوید و می خواند گل یاس، ساقه بی خوار نیلوفر تنگی سینه من مثل کوچه سیاهی دل من مثل چادر معجری تراب آلوده " و میم مثل مادر" بغضی در گلو و آهی در سینه کیست یاری می طلبد؟ بند بند رشته های طناب دستی پر توان و قلبی عاشق بگذارید با تمامی وجود فریاد بزنم وای مادر فغان از تنهایی فریاد از بی کسی "و میم مثل مادر" معلم دیکته می گوید: بنویسید عزیزانم مادر بیمار است. دست پدر .......... بود مادر ................ خورد مادر.............. افتاد مادر............ مادر.............. ومیم "آقا اجازه" مثل "مادر" الف مثل اشک ب مثل بلال مثل ................. ح مثل حسن (ع) و حسین (ع) عین مثل علی (ع) مثل عباس (ع) مثل عشق سین مثل ................... "و میم مثل مادر" کودکی به کوچکی غنچه نو شکفته یاس ایستاده به بستر می نگرد به حوری سیاه گونه ای که بر آن خفته ژاله بر چشمانش حلقه زده شانه ای در دستان مادر و دختری به انتظار نوازش و گیسوانی پریشان یاس عزم شانه زدن دارد شانه زدن زلف غنچه و لی حیف !!!! غنچه باید سر خم کند یاسی سوخته باغبانی افسرده گلهایی پژمرده "و میم مثل مادر" هر روز صبح با ترنم اشکهای یاس باغ بیدار می شد بوی یاس می پیچید بغض در گلو خفته اش می شکست و در باغ ولوله می افتاد صدای کاکتوسها بلند می شد ژاله ریزی یاس بی وقت است بس است دیگر یاس چاره جز رفتن نداشت بیرون باغ دور از کاکتوسها و علفهای هرز زیر سایبانی از جنس عشق و های های گریه کردن دعا کردن یاس و آمین گویی غنچه ها اللهم عجل وفاتی سریعا "و میم مثل مادر" صدای پای آب آرام و آهسته بر باغچه کوچک یاس می آمد و صدای نجوای یاس و آب آب سرمست عشقبازی است با عکس یاس در خود یک نگاه آب به ساقه یاس............. و خروش دیده آب چون فرهاد ژاله باران شد یاس چشم باز کرد شبنم از چشمان یاس ریخت و با ژاله آب ممزوج شد یاس عزم غریب نوازی دارد خواست ساقه برخیزاند ولی حیف!!!! ساقه یاس شکسته آب نیز سر خم کرد یاسی لگد مال شده آبی خروشان و دعایی مستجاب "ومیم مثل مادر" دیگر هنگام جدایی است جدایی آب و آینه ولی نه جدایی علی (ع) و فاطمه (س) ولی باز هم نه همان آب و آینه و.................. خداحافظ گل یاس، خداحافظ باغبان باغبان کف بسته خداحافظ ................. خدا حافظ.......................... و میم مثل مادر شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س) رو به همه دوستان تسلیت می گویم.........
خدايا دوست دارم
تقدیم به خدای مهربون ...و یوسف زهرا

- خدايا! خستـه ام، نمـيتوانم نيمه شب يازده رکعت بخوانم!
- بنده ي من! قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان...
- خدايا! سه رکعت زياد است!
- بنده ي من! قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو
- خدايا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم ميپرد!
- بنده ي من! همان جا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله...
- خدايا! هوا سرد است و نمـيتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم!
- بنده ي من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب ميکنيم.....
بنده اعتنايي نميکند و مـيخوابد.....
- ملائکه ي من! ببينيد من اين قدر ساده گرفته ام، اما بنده ي من خوابيده است. چيزي به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ شده است،امشب با من حرف نزده است...
- خداوندا! دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد...
- ملائکه ي من! در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست...
- پروردگارا! باز هم بيدار نمـيشود!
اذان صبح را مـيگويند، هنگام طلوع آفتاب است...
- اي بنده! بيدار شو، نماز صبحت قضا مـيشود...
خورشيد از مشرق سر برمـي آورد. خداوند رويش را برمـيگرداند.
ملائکه ي من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهر کنم؟
واي نه ... !
خداي مهربونم..... با منم قهري.....؟؟!
ولي باز هم خدا بنده اش رو مي بخشد
و باز هم ... ! 

الهى ! از من آهى و از تو نگاهى . الهى ! عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم . الهى ! غبطه ملايكه اى را مى خورم كه جز سجود نمى دانند، كاش حسن از ازل تا ابد در يك سجده بود. الهى ! تا كى عبدالهوى باشم ، به عزت تو عبدالهو شدم . الهى ! سست از آن كه مست تو نيست كيست ؟ الهى ! همه اين و آن را تماشا كنند و حسن خود را، كه عجيب تر از خود نيافت . الهى ! دل بى حضور چشم بى نور است ، اين دنيا را نمى بيند و آن ، عقبى را. الهى ! همه حيوانات را در كوه و جنگل مى بينند و حسن در شهر و ده . الهى ! هر كه شادى خواهد بخواهد، حسن را اندوه پيوسته و دل شكسته ده . الهى ! آن كه خوب را حباله اصطياد مبشرات نكرده است ، كفران نعمت گرانبهائى كرده است . الهى ! مراجعات از مهاجرت به سويت تعرب بعد از هجرت است و تويى كه نگهدار دل هايى . الهى ! آن كه در نماز جواب سلام نمى شنود، هنوز نمازگزار نشده ، ما را با نمازگزاران بدار. الهى ! خوشا آن كه بر عهدش استوار است و همواره محو ديدار است . الهى ! آن كس تاج عزت بر سر دارد كه حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبوديت را در گردن

![]()


* * تنها همین؟






نشسته ديو بر دلهاى خفته همه جا بذر نوميدى شكفته

خواندن سوره ي انعام: برطرف شدن ترس از نفس.
خواندن سوره ي کهف: آمرزش و نجات از فتنه دجال فقر و قرض ايمن گردد.
خواندن سوره ي بني اسرائيل: زيارت امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف).
خواندن سوره ي کوثر: دور کردن کسي از خود.
خواندن سوره ي بقره: خير و برکت _ دوري شيطان _ شفاي ديوانه.
خواندن سوره ي حشر: هر چيز برايش صلوات فرستد و استغفار کند.
خواندن سوره ي جن: از شر جنيان و سحر ايمن باشد, قرض برطرف شود.
خواندن سوره ي عم يتسائلون: زيارت خانه خدا.
خواندن سوره ي حج: زيارت بيت الله الحرم.
خواندن سوره ي طور: خير دنيا و آخرت از زندان.
خواندن سوره ي لقمان: حسنه ي بسيار.
خواندن سوره ي احقاف: قوت جسم و حسنه زياد.
خواندن سوره ي جمعه: کفاره ي گناهان تا جمعه ديگر.
خواندن سوره ي واقعه: رفع فتنه و بلا _ خير و برکت و نجات از غفلت.
خواندن سوره ي انا انزلنا: منافق نشود _ در وقت خواب.
خواندن سوره ي ص: ثواب زياد, جلوگيري از گناه.
خواندن سوره ي يس: قلب قرآن است.
خواندن سوره ي شعرا - قصص: در بهشت عدن و ترويج حورالعين.
خواندن سوره ي الم تنزيل - تبارک الذي بيده: احياء شب قدر.
خواندن سوره ي سبا - فاطر: در حمايت خداوند عالم.
منبع:تکفال

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند .
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه friend برای من add می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه wallpaper كه update می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می گذارد هر جایی كه می خواهم Invisibel بروم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی كند.
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه اجازه، undo كردن را به من می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آن من را install كرده است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اراده كنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه دلش را می شكنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، كافیه فقط به دلم سر بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تلفنش همیشه آنتن می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه شماره اش همیشه در شبكه موجود است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هرگز گوشی اش را خاموش نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می كند





About

خدايا
چه لحظه هايي که در زندگي تو را گم کردم اما تو هميشه کنارم بودي
چه دقيقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم نکردي
چه ساعت هايي که غرق در شادي و غرور، تو رو که پشت همه موفقيت هام قايم شده بودي از ياد بردم اما تو هميشه به يادم بودي
چه روزهايي که سرم تو لاکم کردم و توي غصه هايي که فکر ميکردم تو براي تلافي کارهاي بدم برام فرستادي دست و پا زدم ، اما تو هميشه کاري کردي که به صلاح من است
خدايا
وقتي خسته از همه جا و همه کس نااميدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادي
وقتي از آدم هاي دور و برم دلم گرفت و دنيا غم هاش رو بهم ارزوني کرد تو به قلبم آرامش دادي
خدايا
تو با حضورت به خنده هام هدف دادي ، به گريه هام دليل دادي ، به زندگيم ، به نفس کشيدنم رنگ دادي
وقتي قلبم تپيد تو همه عظمت و بزرگيت رو تو قلب کوچک و خسته ام جا دادي
وقتي دوستام درددلاشون را برام گفتن و من خالصانه رو به درگاهت براشون دعا کردم فهميدم که غم و غصه هاي ديگرون بارش سنگين تر از از غصه هاي خودمه اون وقت تو وجودم شيرينيه به ياد ديگران بودن رو چشيدم
وقتي بهم بخشيدي و ازم گرفتي فهميدم اين معادله زندگيه نه غصه خوردن واسه نداشته هاش نه شاد بودن واسه داشته ها
و وقتي به ازاي نداشته ها بهم چيز هاي ديگه اي دادي اونوقت به بزرگي و مهربونيت بيشتر پي بردم و فهميدم بيشتر از اون چه که هستي بايد مهربون باشي
خدا جونم خيلي دوست دارم خيلي زياد و به خاطر همه چيز ممنون
خدايا به خاطر سه چيز سپاسگذارم
دادن هايت ندادن هايت گرفتن هايت
دادن هايت را نعمت ، ندادن هايت را رحمت ، گرفتن هايت را حکمت
Archives
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین