روز روشن بود و دیدم دل اسمون گرفت دومی میون کوچه سر راهمون گرفت برگه ی فدک رو از تو دست مادرم کشید یه کاری کرد که همون جا رنگ مادرم پرید اسمون دور سرم می چرخید و هیچکی نبود رنگ روی من سپید و رخ مادرم کبود مادرم مدد گرفت از عشق شاه عالمین یا علی گفت و بلند شد اروم از روی رمین گفت حسن جان پسرم تو محرم راز منی مبادا با بابات از این قصه حرفی بزنی خونمون این طرفه کجا میری بیا بیا راهی تا خونه نمونده جون بابا راه بیا دیگه داریم میرسیم اینقده رو خاکا نشین بذا تا گوشوارتو بردارم از روی زمین مادرم اروم اروم پا شد از روی زمین تا رسید به پشت در یهو شد نقش زمین صدای مادر ما شد بلند اخ کمرم فضه زود پاشو بیا کشته شد این پسرم . . . خونمون پاییزیه چشمای تو ابر بهار باباجونم واسه چی صورت میذاری رو دیوار باباجون مادر ما از بچه هاش رو میگیره نمیدونم چی شده دستاشو پهلو میگیره باباجون بگو بینم گناه مادرم چی بود اونیکه سیلی زده به روی مادرم کی بود ما که همیشه نام تو را ذکر کرده ایم آیا به حجم غربت تو فکر کرده ایم ! انگار شانه های زمین خسته بود وقتی که دستهای علی بسته بود یاد زنی در میان در و میخ مانده است این قصه تا همیشه ی تاریخ مانده است هرچند سوز درد علی تا به ماه بود بعد از وفات فاطمه او بود و چاه بود
خدايا دوست دارم
تقدیم به خدای مهربون ...و یوسف زهرا



About

خدايا
چه لحظه هايي که در زندگي تو را گم کردم اما تو هميشه کنارم بودي
چه دقيقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم نکردي
چه ساعت هايي که غرق در شادي و غرور، تو رو که پشت همه موفقيت هام قايم شده بودي از ياد بردم اما تو هميشه به يادم بودي
چه روزهايي که سرم تو لاکم کردم و توي غصه هايي که فکر ميکردم تو براي تلافي کارهاي بدم برام فرستادي دست و پا زدم ، اما تو هميشه کاري کردي که به صلاح من است
خدايا
وقتي خسته از همه جا و همه کس نااميدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادي
وقتي از آدم هاي دور و برم دلم گرفت و دنيا غم هاش رو بهم ارزوني کرد تو به قلبم آرامش دادي
خدايا
تو با حضورت به خنده هام هدف دادي ، به گريه هام دليل دادي ، به زندگيم ، به نفس کشيدنم رنگ دادي
وقتي قلبم تپيد تو همه عظمت و بزرگيت رو تو قلب کوچک و خسته ام جا دادي
وقتي دوستام درددلاشون را برام گفتن و من خالصانه رو به درگاهت براشون دعا کردم فهميدم که غم و غصه هاي ديگرون بارش سنگين تر از از غصه هاي خودمه اون وقت تو وجودم شيرينيه به ياد ديگران بودن رو چشيدم
وقتي بهم بخشيدي و ازم گرفتي فهميدم اين معادله زندگيه نه غصه خوردن واسه نداشته هاش نه شاد بودن واسه داشته ها
و وقتي به ازاي نداشته ها بهم چيز هاي ديگه اي دادي اونوقت به بزرگي و مهربونيت بيشتر پي بردم و فهميدم بيشتر از اون چه که هستي بايد مهربون باشي
خدا جونم خيلي دوست دارم خيلي زياد و به خاطر همه چيز ممنون
خدايا به خاطر سه چيز سپاسگذارم
دادن هايت ندادن هايت گرفتن هايت
دادن هايت را نعمت ، ندادن هايت را رحمت ، گرفتن هايت را حکمت
Archives
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین