قسم به قلم در ورطه بینهایت حرف و در دشت سپید کاغذ و قلمی که می نگارد بابا، آب و زبانی که می گوید و می خواند گل یاس، ساقه بی خوار نیلوفر تنگی سینه من مثل کوچه سیاهی دل من مثل چادر معجری تراب آلوده " و میم مثل مادر" بغضی در گلو و آهی در سینه کیست یاری می طلبد؟ بند بند رشته های طناب دستی پر توان و قلبی عاشق بگذارید با تمامی وجود فریاد بزنم وای مادر فغان از تنهایی فریاد از بی کسی "و میم مثل مادر" معلم دیکته می گوید: بنویسید عزیزانم مادر بیمار است. دست پدر .......... بود مادر ................ خورد مادر.............. افتاد مادر............ مادر.............. ومیم "آقا اجازه" مثل "مادر" الف مثل اشک ب مثل بلال مثل ................. ح مثل حسن (ع) و حسین (ع) عین مثل علی (ع) مثل عباس (ع) مثل عشق سین مثل ................... "و میم مثل مادر" کودکی به کوچکی غنچه نو شکفته یاس ایستاده به بستر می نگرد به حوری سیاه گونه ای که بر آن خفته ژاله بر چشمانش حلقه زده شانه ای در دستان مادر و دختری به انتظار نوازش و گیسوانی پریشان یاس عزم شانه زدن دارد شانه زدن زلف غنچه و لی حیف !!!! غنچه باید سر خم کند یاسی سوخته باغبانی افسرده گلهایی پژمرده "و میم مثل مادر" هر روز صبح با ترنم اشکهای یاس باغ بیدار می شد بوی یاس می پیچید بغض در گلو خفته اش می شکست و در باغ ولوله می افتاد صدای کاکتوسها بلند می شد ژاله ریزی یاس بی وقت است بس است دیگر یاس چاره جز رفتن نداشت بیرون باغ دور از کاکتوسها و علفهای هرز زیر سایبانی از جنس عشق و های های گریه کردن دعا کردن یاس و آمین گویی غنچه ها اللهم عجل وفاتی سریعا "و میم مثل مادر" صدای پای آب آرام و آهسته بر باغچه کوچک یاس می آمد و صدای نجوای یاس و آب آب سرمست عشقبازی است با عکس یاس در خود یک نگاه آب به ساقه یاس............. و خروش دیده آب چون فرهاد ژاله باران شد یاس چشم باز کرد شبنم از چشمان یاس ریخت و با ژاله آب ممزوج شد یاس عزم غریب نوازی دارد خواست ساقه برخیزاند ولی حیف!!!! ساقه یاس شکسته آب نیز سر خم کرد یاسی لگد مال شده آبی خروشان و دعایی مستجاب "ومیم مثل مادر" دیگر هنگام جدایی است جدایی آب و آینه ولی نه جدایی علی (ع) و فاطمه (س) ولی باز هم نه همان آب و آینه و.................. خداحافظ گل یاس، خداحافظ باغبان باغبان کف بسته خداحافظ ................. خدا حافظ.......................... و میم مثل مادر شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س) رو به همه دوستان تسلیت می گویم.........
خدايا دوست دارم
تقدیم به خدای مهربون ...و یوسف زهرا

About

خدايا
چه لحظه هايي که در زندگي تو را گم کردم اما تو هميشه کنارم بودي
چه دقيقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم نکردي
چه ساعت هايي که غرق در شادي و غرور، تو رو که پشت همه موفقيت هام قايم شده بودي از ياد بردم اما تو هميشه به يادم بودي
چه روزهايي که سرم تو لاکم کردم و توي غصه هايي که فکر ميکردم تو براي تلافي کارهاي بدم برام فرستادي دست و پا زدم ، اما تو هميشه کاري کردي که به صلاح من است
خدايا
وقتي خسته از همه جا و همه کس نااميدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادي
وقتي از آدم هاي دور و برم دلم گرفت و دنيا غم هاش رو بهم ارزوني کرد تو به قلبم آرامش دادي
خدايا
تو با حضورت به خنده هام هدف دادي ، به گريه هام دليل دادي ، به زندگيم ، به نفس کشيدنم رنگ دادي
وقتي قلبم تپيد تو همه عظمت و بزرگيت رو تو قلب کوچک و خسته ام جا دادي
وقتي دوستام درددلاشون را برام گفتن و من خالصانه رو به درگاهت براشون دعا کردم فهميدم که غم و غصه هاي ديگرون بارش سنگين تر از از غصه هاي خودمه اون وقت تو وجودم شيرينيه به ياد ديگران بودن رو چشيدم
وقتي بهم بخشيدي و ازم گرفتي فهميدم اين معادله زندگيه نه غصه خوردن واسه نداشته هاش نه شاد بودن واسه داشته ها
و وقتي به ازاي نداشته ها بهم چيز هاي ديگه اي دادي اونوقت به بزرگي و مهربونيت بيشتر پي بردم و فهميدم بيشتر از اون چه که هستي بايد مهربون باشي
خدا جونم خيلي دوست دارم خيلي زياد و به خاطر همه چيز ممنون
خدايا به خاطر سه چيز سپاسگذارم
دادن هايت ندادن هايت گرفتن هايت
دادن هايت را نعمت ، ندادن هايت را رحمت ، گرفتن هايت را حکمت
Archives
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین