تبليغاتX
جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

تقدیم به خدای مهربون ...و یوسف زهرا - محاکمه آدم!


تقدیم به خدای مهربون ...و یوسف زهرا

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور ..... کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

* نامت چه بود؟

- آدم!

* فرزند چه کسی؟

- مرا نه پدری ست و نه مادری. بنویس اول یتیم عالم خلقت!

* محل تولد؟

- بهشت پاک…

* اینک محل سکونت؟

- زمین خاک!

* آن چیست بر دوش می کشی؟

- بار امانت!

* قد؟

- روزی چنان بلند که همسایه خدا… ! اینک به قدر سایه بختم به روی خاک!

* اعضای خانواده؟

- حوای خوب و پاک، قابیل دهشتناک، هابیل زیر خاک

* روز تولدت؟

- در جمعه ای! به گمانم که روز عشق!

* رنگت؟

- اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه!

* وزنت؟

- نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست…! سنگین نه آنچنان که نشینم به این زمین!

* جنست؟

- نیمی مراست ز خاک و نیمی دگر خدا!

* شغلت؟

- در کار کشت امید به روی خاک.

* شاکی تو؟

- خدا!!!

* نام وکیل؟

- آن هم فقط خدا!

* جرمت؟

- یک سیب از درخت وسوسه!

 * * تنها همین؟

- همین و بس!!!

* حکمت؟

- تبعید در زمین!

* نام شریک جرم؟

- حوای آشنا...

* ترسیده ای؟

- کمی...

* ز چه؟

- از آن که شوم من اسیر خاک!

* آیا کسی به ملاقاتت آمده؟

- بلی!

* چه کس؟

- گاهی فقط خدا!

* داری گلایه ای؟؟؟

- دیگر گله که نه! ولی...

* ولی که چه؟

- حکمی چنین آن هم به یک گناه؟!!!

* دلتنگ گشته ای؟

- زیاد!

* برای که؟

- تنها فقط خدا!

* آورده ای سند؟

- بلی!

* چه؟

- تنها دو قطره اشک!

* داری تو ضامنی؟

- بلی!

* چه کس؟

- چه کس به جز خدا!

* و آخرین دفاع؟

- می خوانمش چنان که اجابت کند دعا!

 

.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت13:43توسط زهرا | |